Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Gozir n. گزیر: تصمیم decision Entscheidung décision Ϣiki-Pâ Ϣiki-En Ϣiki-De ϢDict-Pâ _Dehxodâ   1.0
Gozire n. گزیره: تصمیم decision Entscheidung décision Mehrbod i Vâraste همآوا با چاره و اندیشه 1.0
Gozirande z. n. گزیرنده: تصمیمگیر decider Entscheider décider     1.0
Gozireš n. گزیرش: تصمیم گیری decision-making - -     1.0
Goziridan -> gozir k. گزیریدن: تصمیم گرفتن to decide entscheiden décider _Dehxodâ MacKenzie Ϣiki-En wizir 1.0
Gozirvari n. گزیروری: تصمیم گیرندگی having a say; being a lead Entscheidungskraft - Mehrbod i Vâraste   1.0
Gozirmand z. n. گزیرمند: مصمم; تصمیم گیرنده determined entschlossen déterminé Mehrbod i Vâraste   1.0
Râyâmadan -> râyây k. رآیآمدن: اراده کردن . مصمم شدن بر کاری . نظر پیدا کردن به امری. بر سر آن شدن. اعتقاد یافتن. تصمیم به کاری گرفتن. اراده ٔ کاری کردن to be determined bestimmt werd -   وزآن پس همان کن که رآی آمدت
روان و خرد رهنمای آمدت ~فردوسی
1.0
Gozirvar z. n. گزیرور: تصمیم گیرنده one who has a say in the matter; a lead - - Mehrbod i Vâraste گـُزیرور کسی‌ست که در روند یا کار, توانایی گُزیرش (تصمیم‌گیری) و گزیدن دارد.

~مهربد
1.0
Gozirâ z. گزیرا: قاطع decisive entscheidend; entschlossen décisif Mehrbod i Vâraste گزیرا از گـُزیرْدن (تصمیم گرفتن), همچون فریبا از فریفتن.

آدمی بهتر است که در زندگی همواره گزیرا باشد.

~مهربد
1.0
Agozirâ n. اگزیرا: غیر قاطع; بی تصمیم nondecisive nicht entscheidend non décisif Mehrbod i Vâraste گزیرا از گـُزیرْدن (تصمیم گرفتن), همچون فریبا از فریفتن.

دگرسانی باریکی میان ناگزیرایی (indecisiveness) و اگزیرایی (nondecisiveness) انگاشته شده است. ناگزیرایی‌ زمانی‌ست که کس میان دو یا چند گزینه سرگرم گزیرش و گزینش باشد, هنگامیکه اگزیرایی بازه‌ای‌ست که فرایند گُزیرش به کنار گذاشته شده است.

~مهربد
1.0
Gozârand n. گزارند: predicate Prädikat prédicat Mazdak i Bâmdâd گزارند: کمی مانند تصمیم گیرنده و کمی همانند گزاره
(که یا درست است یا نادرست)
~مزدک

اگر به چم‌های گوناگون Prädikat، چه در ارزشگزاری باده، چه گزارش در باره نهاد گزاره (در دستور زبان) هم بنگریم، گزارند همتای درخوری به نگر می‌رسد.
http://www.duden.de/rechtschreibung/Praedikat#Bedeutung4
~mm
1.0
Nâgozirâ n. ناگزیرا: ناقاطع; بی تصمیم indecisive unentschieden; unentschlossen indécis   زیرا از گـُزیرْدن (تصمیم گرفتن), همچون فریبا از فریفتن.

دگرسانی باریکی میان ناگزیرایی (indecisiveness) و اگزیرایی (nondecisiveness) انگاشته شده است. ناگزیرایی‌ زمانی‌ست که کس میان دو یا چند گزینه سرگرم گزیرش و گزینش باشد, هنگامیکه اگزیرایی بازه‌ای‌ست که فرایند گُزیرش به کنار گذاشته شده است.
~مهربد
1.0